ناصر خسرو

60

گشايش و رهايش ( فارسى )

چيست آن ذرّه‌ها كه در هوا همىگردند ، و بعضى از هر سوى همىشوند و بعضى از سوى زمين همىآيند و مىگردند ، و چرا اگر اصل ذرّه‌ها يكى است همه از يك جانب نمىشوند ؟ و السّلام . جواب بدان اى برادر كه ذرّه كه همىبينى آن سونش خاك است كه هوا مر زمين را گرد گرفته است و همىفرسايد ، و از خاك آنچه جزوهاى اوست سخت خرد شود و به هوا اندر آويزد ، بدان نسبت كه ميان هوا و ذرّه افتد در سبكى از بهر [ آن كه ] هوا سبك است و خاك گران است ، پس آن مقدار كه از خاك بسايد با هوا برآميزد ، و نيز آن سونش برگ‌هاى نبات است و موىهاى حيوان كه از آب و خاك مادت همىپذيرد ، برگ نبات و موى [ 52 ] حيوان همىفرسايد ، هر چه از آن بيرون شود جزو اين باشد بخار گردد و آنچه جزو خاك باشد و بغايت تاريكى بود آن برگ‌ها و موىها را هوا بجنباند و برگيرد و با خويشتن ببرد . و هوا جسم سبك است و گداخته و به يك اندر شونده « 1 » . و بخارهاى وى كه از زمين برمىشود و از آب كه آن را برد موج مىخوانيم ، مر هوا را همىجنباند و دودى كه از سوختگى نبات برخيزد آنچه از او تر باشد با بخار تر يار شود و به يارى آن سوى زمين بازآيد ، و آنچه از او خشك بود آن سونش خاك باشد ، و چون بغايت سبكى و خردى باشد هوا مر او را بپذيرد . و در همهء هواى عالم از آن ذرّه هست كه از آنجا باز نتواند جنبيد از اين سوى ، و آن ذرّه را به صحرا نتوان ديد به سبب آن كه در صحرا روشنى آفتاب يكسان باشد و همهء هوا يك رنگ دارد ، و چون جرم‌هاى هوا همه در يكديگر باشد

--> ( 1 ) . در اصل : شويذه .